هبوط
ای خدای فرد ودود!
پرتگاه نزدیک نزدیک است.
ومن از تو دور دور دور!
دردمن درد دوری نیست.
درد ندیدن است.
تو همین جا.نزدیکتر ازرگ گردن به من.بامن.
ومن همین جا.باتو. کور کور کور!
پرتگاه.نزدیک نزدیک است.
این بار دیگر نجاتم نده.شاید با هبوط ...ادم...شوم!
پروردگارا !
درانچه تو من داده ای شکی نیست.
به انچه من از توگرفته ام مشکوکم.
وخداوندا !
به اینکه توهمیشه هستی ایمان دارم
از اینکه من نمی توانم ببینم شرمگین ومحزونم.
ای خدای همیشه با من!
فهمیده ام.هرچند دیر
اما اینک خوب می دانم
من
بی
تو
وای!!...
فکرش راهم نکن
حرفش را هم نزن.
